X
تبلیغات
رایتل


























بانوی بهار


آن که می گوید دوستت می دارم

خنیاگر غمگینی است

که آوازش را از دست داده است.

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد در چشمان توست

هزار قناری خاموش در گلوی من.

عشق را ای کاش زبان سخن بود

آن که می گوید دوستت می دارم

دل اندوهگین شبی است

که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست

هزار ستاره گریان

در تمنای من

عشق را ای کاش زبان سخن بود!


"شاملو"

پ.ن1:این روزها تلخم کسلم مغز هم یارای تفکر و نوشتن ندارد.. پدر جان را که میبینم دلم آتش میگیرد گاهی خوب است گاهی بد.. لاغر شده و کم حوصله.. خدایا خودت مرهمی باش..  رمان " آتش بدون دود" را میخوانم از نادر ابراهیمی.. کتاب فوق العاده ایست.. این روزهای کسل کننده و سخت را با این کتاب میگذرانم..

پ.ن2:ما همیشه صداهای بلند را میشنویم "پررنگ ها را میبینیم"سخت ها را میخواهیم.
غافل از اینکه خوبها آسان می آیند"بی رنگ می مانند وبی صدا می روند.

پ.ن3:به قول میترای عزیزم و دیگر هیچ...

نوشته شده در 8 خرداد 1391ساعت 03:30 ب.ظ توسط بانوی بهار


Design By : Pichak